X
تبلیغات
انجمن ادبی اقاقیا - شعر ادبی

انجمن ادبی اقاقیا

انجمن ادبی اقاقیا

غزلی از خطایی دهاقانی

عرق ز روی تو زیر حجاب لرزد و ریزد                  

 

 

 

 

چو شبنمی که به گل ز آفتاب لرزد و ریزد

فدای چشم تو ساقی مریز باده به مستی

گشا دو دیده که ترسم شراب لرزد و ریزد

 

 

 

 

 

 



 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اسفند 1389ساعت 8:38  توسط آقا حسینی  | 

شعری از آقای اکبر یوسفپور

ما داد بسی بر سر بازار کشیدیم

گفتیم سخن از دل و گفتند و شنیدیم

یک بار نه ده بار نه صدبار کشیدیم

اطراف سخن هم خط پرگار کشیدیم

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم بهمن 1389ساعت 11:28  توسط آقا حسینی  | 

شعری از آقای رضا آقا حسینی

خوابی از پرنده

در اتاق پذیرایی می پیچد

 

 مادرم

 به گمان اینکه خوابم

 صدایم نمی کند

 

 بی تابانه قلبی

 روی طناب رخت آواز می خواند

وماه که در خودش پیچیده است

شعر قو را حفظ می کند

 

 قدم هایم از تو فاصله می گیرند

ودر سرگردانی دستهایی

 که تو برایم تکان می دهی

 شعرم بی پرنده

 به خواب می رود.

رضا آقاحسینی

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم بهمن 1389ساعت 11:25  توسط آقا حسینی  | 

شعری از آقای رضا آقا حسینی

هرچقدر می خواهی

 شعرم را آنالیز کن

 دوستت دارم

 در حاشیه ی سپید هر شعر

 جریان دارد

 ساده تر از من و شعرم پیدا نمی کنی

 

 تا به این حاشیه ها عادت کرده ام

 به شعر سپید

حتی به مرگهای سپیدپشت در

 که مدام زنگ می خورند

 به هیچ چیز سیاهی

 پناه نمی آورم

 

 از درکه ظاهر شوند

 هزاران فاعلاتن دستپاچه

 کاری از دستهای کوچک من برنمی  آید

جز اینکه در حاشیه ا ی سپید

 در سمت گمشده ای

 ییلاق کنم

 ودر پاورقی ناخودآگاهی

 به رمز شب تو راه یابم

 

 حالا تکه های این چراغ

شمع هایی شده اند

 که بر سر مزارم می سوزند

 وهر کدام

 سپیداری می شوند

 تا در حاشیه های سپید شعر

 در رقص آتش

 سیاوشانه پرواز کنند.

 

رضا آقاحسینی

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم بهمن 1389ساعت 11:25  توسط آقا حسینی  | 

شعری از آقای رضا آقا حسینی

چقدر دوستت دارم از سقف چکه کند

 وتو خیال کنی

 اتفاقی است که هر جمعه

 برسرمان سرازیر می شود

 حالا اگر پیاز داغش را زیاد کنم

 هر شنبه در میدان شهر

 دور هم می گردیم

 وبه عشق پیتزای دونفره

 با قارچهای سمی

 اگر مردان مسلح بگذارند

 سر از کار هم در می آوریم

وچیزی  اگر دستگیرمان شد

با دستهای خالی

 سری به سبزه میدان می زنیم

 واتفاق خاصی اگر نیفتد

 یکشنبه که نه

 دوشنبه

 با پای برهنه

 اگر کسی دستمان نیندازد

 از شهر فرار می کنیم

 وبه نتیجه اگر نرسیدیم

 وداغمان اگر کنند

 از کوره در می رویم

 وتمام روزهای آخر هفته را

 به باد کتک می گیریم

که چوب لای چرخمان نگذارند.

رضا آقاحسینی

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم بهمن 1389ساعت 11:22  توسط آقا حسینی  | 

شعری از آقای رضا آقا حسینی

حدسی در ذهنم

که دستهای پنهانی

 در شعر من است

 وکسی رویاهایم را

 دستکاری کرده است

 

 من همیشه ماه را

 در آیینه دیده ام

 وفرصت نداشته ام

 به آسمان نگاه کنم

 ودرخت را در باغچه

 وقتی برای خورشید شعر می سرود

 وتو را آن سوتر حافظ

 که غزل آخر را خواند

 

 وقتی در آنتراکت آخر مرگی

به دنیا آمدم

 مادرم به جای شیر

 قهوه ام داد

 که برای ثانیه ای هم که شده نخوابم

 حدس می زنم

 کسی آن لحظه

 رویاهایم را دزدید

 

یک ساله که شدم

 پدرم

 شناسنامه یک روزه به دستم داد

 ودوباره آن صحنه تکرار شد

 ودستهای پنهانی

 به سطرهای شعر من وارد شدند

 که شعرم هزار متر

 از سطح دریا بالاتر رفت

 ودر فراوانی مطلقی

 از قافله عقب افتاد

 

 در پنجشنبه ای تاریک

خواب گمشدگیم را دیدم

 که صحنه ها را به گذشته برمی گرداند

 

حالادر روزهای آخر اسفند

به دستهای پنهانی تو

 عادت کرده ام

 وبه رویاهای دستکاری شده  ی خودم

 که همیشه پروازهایم را

 به عقب می اندازند.

 

رضا آقاحسینی

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم بهمن 1389ساعت 11:21  توسط آقا حسینی  | 

شعری از آقای رضا آقا حسینی

جلوه های محرم

نوشت سربه سر زغم مداد سر به زیر بود

چراکه از غمی نوشت که ماتمی کبیر بود

نگاه سربه زیر او به آسمان چو خیره شد

بدید چهره ای ز نور که ماه بی نظیر بود

نوشت از صلابت و حضور مردوار او

در اوج آدمیتی که ذات آن امیر بود

نوشت از محرم وبه گریه طاقتش شکست

حسین بود وخون وامتی دلیر بود

حضور ساقی وحماسه سازکربلا

علی اکبر رشید وقاسمی که شیر بود

قساوت کدام قوم چنان کند که کودکی

به جای شیر در گلو گلوله بود وتیربود

به وقت پر زدن حسین یک نگاه بر قلم

واوج دید دیگرش به زینب اسیر بود

به انتخاب مرگ سرخ درخت دین تناور است

که زندگی بدون دین برای او حقیر بود.

رضا آقاحسینی کارشناسی ارشد زبان وادبیات فارسی /دبیر انجمن ادبی اقاقیا

استان اصفهان شهرستان دهاقان /خ بشارت پلاک 260 کدپستی 8641863481

تلفن تماس09139201335

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم بهمن 1389ساعت 11:20  توسط آقا حسینی  | 

شعری از خانم فرشته نادعلی

دیر آمدم

با این که هنوز هم

قلبم پر است از تارهای چسبناک عنکبوت

که برای پرواز پروانه عشقت

گوشه ای کمین کرده

اما

خیلی دیر آمدم

وقتی آمدم

که گل آفتاب گردان هم

به خورشید پشت کرد

ودل بست به ماه

وقتی آمدم

دزد ستاره های خانه مان

توبه کرده بود

تا حسرت شنیدن «تک ستاره ام»

برای همیشهبه دلم بماند

خیلی دیر آمدم

فرشته نادعلی

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم بهمن 1389ساعت 11:19  توسط آقا حسینی  |